ص3: فهرست
ص5: راه حل های ساده را پیچیده نکنیم(یادداشت آقای جوانفکر)
ص6: سلام پیش آهنگ!
ص7: ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستی بخش؟(دستور تشکیل شورای صیانت از حقوق شهروندی)
ص8: بدون شرح(متن کامل بیانیه 24 نفر از اعضای مهم ترین تشکل حوزوی کشور در حمایت از آیت الله هاشمی)
صص22- 25: محروم کردن جامعه از نیمی از نیروی انسانی مقبول نیست(مصاحبه با دکتر فاطمه بداغی)
ص25: آغوش والدین(یادداشت دکتر فریده خلج آبادی فراهانی)
صص26-29: افراط در حجاب خطرناک تر از بی حجابی است(مصاحبه با آیت الله حائری شیرازی)
صص30-35: این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه از فرانسه به ایران آورد!(مصاحبه با استاد مهدی کلهر)
ص35: اگر فاطمه(س) نبود، شرایط عمل به ولایت محمد(ص) و آل محمد(ص) فراهم نمی شد(یادداشت مریم ارشدی)
صص54-57: شرح حدیث جنود عقل و جهل منشوری برای حکومت داری است(مصاحبه با حجت الاسلام محمد حاج ابوالقاسم)
ص57: بهترین ازدواج(14 حدیث از پیامبر(ص) در باب ازدواج)
صص65-69: چرا با حجاب شدم؟(گزارشی از روی آوری سرخوردگان فرهنگ غرب به حجاب اسلامی)
ص69: عَلَم حاکمیت خدوند بر زمین(یادداشت فائزه نوروزی)
صص78-81: حجاب بهای عشق(متن گفتاری از استاد حسن رحیم پور ازغدی)
صص81-82: مونس شهیده مظلوم؛ روایتی از زندگی اسماء دختر عمیس(احمد حیدری)
صص 90-91: در ازدواج حق اصلی با دختر است(گفتگوی روزنامه النهار با امام موسی صدر)
صص101-102: بزرگان به همسران خود دستور نمی دادند(مصاحبه با حجت الاسلام فضلعلی)
صص121-122: من، شهرزاد، مبارز برای اسلام
صص124-143: گشت ارشاد بهانه فتنه گران برای لشکرکشی وخیابانی و آشوب بود
ص148: متأسفانه بابی جداگانه در فقه در رابطه با حجاب نداریم(مصاحبه با حجت الاسلام سیداحمد خاتمی)
صص155-159: قالیباف الگوی رضاخان حزب الهی را در مقابل الگوی احمدی نژاد مطرح کرد(مصاحبه با حاج حسین الله کرم)
ص159: یکی چاله می کند و دیگری پر می کرد(عباس مهدوی/یادداشت وبلاگی)
ص234: از چشم مولا- فرمان 8 ماده ای امام خمینی به قوه قضائیه و ارگانهای اجرایی
صص 235-239:زن مربی جامعه است-زن در بیانات امام خمینی(ره)
ص239: فکر می کنی این غنچه گل چند روزش باشد؟

















































































گرگان



ساری


رشت






قم




یاسوج




قزوین

تبریز

اردبیل


اصفهان

همدان




مشهد




خرم آباد



گوشه ای از بیانات امام خامنه ای در سومين نشست انديشههاى راهبردى:
...مسئلهى زن و خانواده براى كشور، جزو مسائل درجهى يك است. دوستان، خانمها و آقايانى كه آمدند صحبت كردند، اين معنا را ثابت كردند. هيچ لزومى ندارد كه ما بيش از آنچه شما گفتيد و خيلى وسيع و خوب بيان كرديد، چيزى بگوئيم. خود اين بيانات نشان داد كه مسئله بسيار مهم است.
...اصلاً نميشود نقش زنان را محاسبه كرد. و من اقرار كنم، اعتراف كنم؛ اول كسى كه اين نقش را فهميد، امام بزرگوار ما بود - مثل خيلى چيزهاى ديگرى كه اول او فهميد، در حالى كه هيچكدام از ماها نميفهميديم - همچنان كه امام نقش مردم را فهميد.
...امام نقش زنان را فهميد؛ والّا بودند بزرگانى از علما كه ما با اينها بگومگو داشتيم، كه اصلاً زنها در تظاهرات شركت بكنند يا نكنند! آنها ميگفتند زنها در تظاهرات شركت نكنند. آن حصار محكمى كه انسان به او تكيه ميداد، خاطرجمع ميشد، تا بتواند در مقابل اينجور نظراتى كه از مراكز مهمى هم ارائه ميشد، بايستد، حصار رأى امام و فكر امام و عزم امام بود. رحمت خداى متعال تا ابدالآبدين بر اين مرد بزرگ باد.
...آينده احتياج دارد به اين حضور زنانه در مجموعهى حضور ملى. پس بايستى ما راجع به مسئلهى زن و حفظ اين ظرفيت كه در جامعهى ما وجود دارد، تلاش كنيم. اين دليل اول است براى اينكه بايد به مسئلهى زن بپردازيم.
دليل دوم، مسئلهى خانواده است... مسئلهى خانواده، مسئلهى بسيار مهمى است؛ پايهى اصلى در جامعه است، سلول اصلى در جامعه است. نه اينكه اگر اين سلول سالم شد، سلامت به ديگرها سرايت ميكند؛ يا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به ديگرها سرايت ميكند؛ بلكه به اين معناست كه اگر سالم شد، يعنى بدن سالم است. بدن كه غير از سلولها چيز ديگرى نيست. هر جهازى، مجموعهى سلولهاست. اگر ما توانستيم سلولها را سالم كنيم، پس سلامت آن جهاز را داريم. مسئله اينقدر اهميت دارد.
...جهت سوم هم اين است كه در اين سى و دو سال، مسئلهى زن از نظر جبههى دشمنان ما، در يكى از بالانشينهاى جدول اعتراضها به ماست. از اول انقلاب روى مسئلهى زن تكيه كردند، به ما اعتراض كردند، در رديف تروريسم و در رديف نقض حقوق بشر قلمداد كردند. هنوز هيچ خبرى هم نبود. معلوم هم نبود كه جامعهى اسلامى با جنس زن چه كار خواهد كرد. آنها شروع كردند كه: اسلام عليه زن است، اسلام چنين است. البته اين مسئله تا امروز هم ادامه دارد. خب، ما در اين زمينه بايستى مواجهه كنيم، مقابله كنيم. افكار عمومى جهان را نميشود دستكم گرفت. همه كه مغرض نيستند، همه كه خباثت ندارند؛ خباثت مال يك عدهى خاص است، مال سياستگران و سياستسازان و برنامهريزان و اينهاست؛ ما نبايد اجازه بدهيم كه عامهى مردم دچار اين اغواى بزرگ قرار بگيرند؛ لذا بايد وارد شويم...
... نگاه اسلام به زن - به حيث جنس - يك نگاه فوقالعاده متعالى است. به نظر من خيلى از اين مشكلات مربوط به بانوان، ناشى است از مشكلات حيات جمعى خانواده، به حيثى كه زن در آن محور است. ما خلأهاى قانونى و عادتى و سنتىِ عجيب و فراوانى داريم. گاهى اوقات خانمهائى با ما تماس ميگيرند - يا از مجلس، يا از حوزه، يا از مراجعات گوناگون مردمى، يا از مراكز ديگر - و مشكلاتشان را ميگويند؛ اين مشكلات عمدتاً مربوط ميشود به مشكلات داخل خانواده. اگر زن داخل خانواده امنيت روانى داشته باشد، امنيت اخلاقى داشته باشد، آسايش داشته باشد، سَكَن داشته باشد، حقيقتاً شوهر براى او لباس محسوب شود - همچنان كه او لباس شوهر است...
هم در مسئلهى خود زن، هم در مسئلهى خانواده، اسلام حرفهاى جالب، برجسته و مهم دارد. اولاً نگاه اسلام به جنسيت، يك نگاه درجهى دو است؛ نگاه اول و درجهى يك، حيث انسانيت است؛ كه در آن، جنسيت اصلاً نقشى ندارد. خطاب، انسان است.
...در داخل خانواده، مرد نماى بيرونى است، زن نماى داخلى است. بخواهيد يك خرده ذوقىتر بگوئيد، مرد پوست بادام است، زن مغز بادام است. از اين قبيل تعبيرات ميشود كرد. مرد ظاهرتر است، ساختمان او اينجورى است؛ خداى متعال او را براى اين كار ساخته و پرداخته، زن را براى يك كار ديگرى؛ بنابراين بروز و ظهور و نمايش و نمودداشتن در مرد بيشتر است؛ به خاطر همين خصوصيات، نه به خاطر ترجيح. اما در زمينهى مسائل اصلى انسان - كه مربوط به انسان است - زن و مرد هيچ فرقى ندارند....
بنابراین جنسيت در سير اصلى بشر هيچ تأثيرى ندارد...البته شوهردارى خيلى سخت است. با توقعاتشان، با انتظاراتشان، با بداخلاقىهاشان، با صداى كلفتشان، با قد بلندترشان؛ خب، زنى بتواند با اين شرائط، محيط خانه را گرم و گيرا و صميمى و داراى سكينه و آرامش - سَكَن - قرار بدهد، خيلى هنر بزرگى است؛ اين واقعاً جهاد است؛ اين شعبهاى از همان جهاد اكبرى است كه فرمودهاند؛ جهاد با نفس است. حالا در مورد خانواده، حرف خيلى زياد است. مسئلهى همسرى، مسئلهى مادرى، اينها همهاش بايد تفكيك شود. زن در خانواده يك نقش همسرى دارد؛ اين نقش همسرى، فوقالعاده است؛ ولو اصلاً مادرىاى وجود نداشته باشد. فرض كنيد زنى است؛ يا مايل نيست به زايمان، يا به هر دليلى امكان زايمان برايش وجود ندارد؛ اما همسر است. نقش همسرى را نبايد دستكم گرفت. ما اگر ميخواهيم اين مرد در داخل جامعه يك موجود مفيدى باشد، بايد اين زن در داخل خانه همسر خوبى باشد؛ والّا نميشود... مردانى كه همسران همراه داشتند، هم در مبارزه توانستند پايدار بمانند، هم بعد از انقلاب توانستند خط درست را ادامه بدهند. البته عكسش هم بود.
...اشتغال بانوان از جملهى چيزهائى است كه ما با آن موافقيم. بنده با انواع مشاركتهاى اجتماعى موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادى باشد، چه از نوع اشتغالات سياسى و اجتماعى و فعاليتهاى خيرخواهانه و از اين قبيل باشد؛ اينها هم خوب است. زنها نصف جامعهاند و خيلى خوب است كه اگر ما بتوانيم از اين نيمِ جامعه در زمينهى اينگونه مسائل استفاده كنيم؛ منتها دو سه تا اصل را بايد نديده نگرفت.
يك اصل اين است كه اين كار اساسى را - كه كارِ خانه و خانواده و همسر و كدبانوئى و مادرى است - تحتالشعاع قرار ندهد...
دومين مسئله، مسئلهى محرم و نامحرم است. مسئلهى محرم و نامحرم در اسلام جدى است...
يك نكته هم مسئلهى ازدواج است... ازدواج يك جنبهى قدسى دارد؛ اين جنبهى قدسى را نبايد از آن گرفت. گرفتن جنبهى قدسى به همين كارهاى زشتى است كه متأسفانه در جامعهى ما رائج شده. اين مهريههاى سنگين به خيال اينكه ميتواند پشتوانهى حفظ خانواده و حفظ زوجيت باشد، تعيين ميشود؛ در حالى كه اينجور نيست. حداكثر اين است كه شوهر از دادن امتناع ميكند، ميبرندش زندان؛ يك سال، دو سال زندان ميماند. در اين اقدام، به زن چيزى نميرسد؛ او بهرهاى نميبرد، جز اينكه كانون خانوادهاش هم متلاشى ميشود. اينكه در اسلام از حضرت امام حسين (عليهالسّلام) نقل شده كه فرمود ما دخترانمان و خواهرانمان و همسرانمان را جز با مهرالسّنه عقد نكرديم، به خاطر اين است؛ والّا ميتوانستند. اگر امام حسين ميخواست مثلاً با هزار دينار هم عقد بكند، ميتوانست؛ لازم نبود مثلاً با پانصد درهم - دوازده و نيم اوقيه - مقيد به اين كار بشود. آنها ميتوانستند، اما كمش كردند. اين كم كردن، با يك محاسبه است؛ اين خيلى خوب است.
متن کامل بیانات امام خامنه ای در سومين نشست انديشههاى راهبردى در ادامه مطلب

حسن روحانی،(رییس مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت ) و جمعی از سفرای سابق جمهوری اسلامی ایران در كشورهای عربی از سخنرانان این نشست بودند
یکی از مدعوین این نشست فائزه هاشمی بود(رجانیوز)


در حاشیه این نشست فائزه هاشمی با جهان نیوز به گفتگو پرداخت.
اهم سخنان فائزه هاشمی بدین شرح است:
خیزش های مردمی در منطقه و شمال آفریقا، بیداری اسلامی نیست...
این خیزش ها و اعتراضات مردمی نه تنها الگو گرفته از انقلاب اسلامی نیست بلکه به نظرم الگوی این مردم جنبش سبز ایران است!!!
مردم کشورهای مصر و تونس و سایر کشور های مسلمان منطقه خواهان اسلام ترکیه ای هستند و اسلام ایرانی را قبول ندارند...مگر جمهوری اسلامی ایران در طول این ۳۳ سال چه دستاوردی داشته که کشورهای دیگر بخواهند از ایران الگو برداری کنند. مردم این کشورها اسلام ترکیه را می خواهند که به حجاب و پوشش زنها کاری ندارد.
در انقلاب های منطقه و شمال آفریقا شعار هایی که نشان از اسلام خواهی و استکبار ستیزی باشد ندیدم.
اگر ما تحلیل درست و واقعی از این تحولات نداشته باشیم نمی توانیم درست تصمیم بگیریم، همانطور که در طول این چند سال تحلیل های اشتباه از وضعیت جهان باعث عدم پیشرفت ایران شده است.
تحولات سوریه از جنس اعتراضات در کشور های بحرین و یمن است.
بنده تحلیل آقای روحانی قبول ندارم که گفتند: غربی ها مبارک و بن علی را چون دست نشانده آنها بودند درمقطعی حساس از معرکه خارج کردند ولی قذافی را که مخالف غربی ها بود به طرز بدی کشتند. بلکه مبارک و بن علی خودشان زرنگ بودند و وقتی اعتراضات مردمی را مشاهده کردند فرار کردند ولی قذافی حاضر به فرار نشد و مبارزه کرد.
جملات فوق قسمتی از گفته های ماموران پایگاه سوم پلیس امنیت خطاب به روزنامه نگاران بازداشت شده روزنامه ایران در روز دوشنبه 30 آبان 1390 است.
تحلیل:

مدیرعامل خبرگزاری ایران در پاسخ به خبرنگار روزنامه شرق که پرسید حکمت حکم یک سال زندان و سه سال منع از فعالیت مطبوعاتی شما درست بعد از انتشار گفت وگوی جنجالی تان صورت گرفته است، چیست، ابراز کرد: حکمی که برای من صادر شده، هیچ ارتباطی با آن مصاحبه نداشته است. این مصاحبه برای ده روز قبل بوده است. دستگاه قضا برای من محترم است اما من از مراجع قانونی اعتراض خود را به این حکم اعلام خواهم کرد. با این همه من اگر لازم باشد انتقاد خواهم کرد و صریح و شجاعانه حرف های خود را خواهم زد ولی خلاف قانون سخن نخواهم گفت. مدیریت قاضی در دادگاه هم بسیار خوب بود اما انتقاداتی به هیات منصفانه دارم. وکلای بنده به لحاظ حقوقی اتهامات نسبت به مطالب خاتون را رد کردند. اما در آن جلسه آقای عسگراولادی در هیات منصفانه حضور نداشتند و این دفاعیات را نشنیدند. اما در جلسه دوم حضور داشتند و حکم صادر کردند. اما این قضاوت درستی نیست چرا که باید حضور می یافتند و دفاعیات را می شنیدند. در حکم من به دفاعیات بنده هیچ اشاره ای نشده است. در آن جا اعلام کردم که به من، به دادگاه به برخی از علما ما و حتی نمایندگان مجلس ما ظلم شده است. این ظلم توسط یک موج رسانه ای صورت گرفته است. در آنجا با مستنداتی که ارائه کردم نشان دادم که این موج دروغ و برخلاف عقل بوده است. در آنجا یک عکس و دو مطلب مطرح شده است. مباحث چادر مشکی که آن همه در باره اش جریان سازی شده بود، اصلا مطرح نشد. اما در عکسی که دادگاه من را به خاطر آن محکوم کرده اند قبلا در خبرگزاری فارس منتشر شده است اما با آن خبرگزاری برخورد نشده است. هم اکنون ما دچار برخورد دوگانه شده ایم که نسبت به این برخورد اعتراض خواهیم کرد. یا مطلبی که یک استاد دانشگاه به صورت علمی درباره بدحجابی و بی حجابی مطرح کرده است، محکوم شده است. این مطلب قبلا در نشریه دیگری سال گذشته در نشریه هابیل منتشر شده بود. اما برخوردی با آن نشده است. به هر حال ما به صورت شکلی و ماهوی اعتراض داریم به این حکم و امیدواریم قضات محترم این حکم سنگین را تجدید نظر کنند. چرا که آن را ناحق می دادم...
خبرنگار خبرگزاری نسیم هم درباره انتشار ویژه نامه خاتون با هدف حاشیه سازی در جامعه سوال کرد و جوانفکر در این باره گفت: اگر این ویژه نامه را رسانه دیگری منتشر می کرد یا کس دیگری به جز من در روزنامه ایران بود و آن را منتشر می کرد، کسی به آن خرده نمی گرفت. از طرف دیگر، این ویژه نامه پر است از مطالب ارزشمند. مطالب بسیار خوبی درباره حفظ حجاب و عفاف شده است اما ما متهم می شویم برای لاابالی ها مطلب منتشر کرده ایم. این ویژه نامه برای مردم منتشر شده است. ما در اینجا زنان نقش آفرین را معرفی کرده ایم نه یک الگو را. در یک عکس دو در سه که نمی توان یک الگو نشان داد. یا اگر زنان بازیگر نشان داده ایم با لباس های احرام بوده اند. یا بزرگ ترین عکس بانوان را با حجاب چادر نمایان کرده ایم. ما در این بخشی از این ویژه نامه آورده ایم که اگر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در زمینه حجاب به نیروی انتظامی محدود شود ما اشتباه بزرگی کرده ایم بلکه باید این عرصه به کل جامعه مربوط باشد. اما برخی رسانه ها عنوان کردند که ما نوشته ایم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در زمینه حجاب اشتباه بزرگی است. این مطلب را به برخی علما نشان داده اند که سبب موضع گیری آنان نیز شده است. در اینجاست که ما می گوییم فقط به ما ظلم نشده است بلکه به علمای ما و نمایندگان ما نیز ظلم صورت گرفته است. به عالمی که در خطبه های نمازجمعه به ما حکم محارب داد نیز ظلم شده است. چرا که تحت تاثیر همین فضای کاذب، به اشتباه افتاد و حرفی که نباید می زد را زد. نباید اجازه دهیم این سرمایه های ما سوءاستفاده کنیم و موجی راه بیندازیم و دیگری ضربه بزنیم. این کارها هیچ نسبتی با آموزه های دینی ما ندارد. باور کنید ظلم بدترین چیزی است که می شود در جامعه بیفتد. نباید بی دلیل حق کسی تضییع شود. در این شرایط است که خداوند لطف اش را شامل حال ما نخواهد کرد.

سوال آخر این نشست توسط خبرنگار خبرگزاری فارس صورت گرفت که وی درباره اختلاس سه میلیاردی از جوانفکر توضیح خواست و مدیرعامل ایرنا در این باره بیان کرد: نقش دولت در این اختلاس یک اتهام بی اساس است. بلکه دولت در کشف این عمل خلاف نقش مهمی داشته است. ما بحث آقای خاوری را بررسی کردیم و دیدیم که در مدت 20 ماهی که ایشان مدیریت داشته اند به طور متوسط هر ماه، خبرگزاری فارس یک بار با ایشان مصاحبه داشته اند و بیشتری حمایت را این خبرگزاری از شخص ایشان داشته است. البته نتیجه نهایی تحقیقات مان را به زودی منتشر خواهیم کرد و مشخص خواهد شد که اشخاصی مانند آقای خاوری را در کشور چه کسانی حمایت کرده اند و این فردی که اکنون متواری شده است، نتیجه حمایت های چه کسانی بوده است.
متن کامل در ادامه مطلب
مشاور رئیس جمهور و رئیس خبرگزاری ایرنا در حال توضیح علت محکومیت خود در کنفرانس خبری در روزنامه ایران چند ساعت قبل از هجوم وحشیانه به ایران:



از تنها مطلبی که در مجله خاتون به عنوان جرم شناخته شد، باخبر شدم، به یاد این ضربالمثل مشهور افتادم که برخی از بین همه پیامبران، جرجیس را انتخاب کردهاند.
از آن همه نکاتی که از چشم تیزبین و عیبجوی منتقدان دور نمانده بود، این کمترین بود، ولی چون از آن همه نقد، چنان پرده مغالطه زدوده شد، دیگر تلقی جرم، بیمورد مینمود مگر آنچه کمتر از آن سخن گفته شده بود، چرا که حتی منتقدان هم با برداشت عرفی خود، آن را جرم تلقی نمیکردند و آن مطلبی با عنوان «تکمیل دین در 10 برداشت» بود که به ذکر لطیفههای برخی مردم در مواجهه با حدیث نبوی «تکمیل دین با ازدواج» پرداخته بود.
شنیدن این لطایف، امری غریب از ذهن بنده که 30 سال در حوزه بودم، نبود، آن هم وقتی که این قبیل لطایف عمری بلند به اندازه عمر اسلام داشت؛ چرا که برخی از اینگونه لطایف، سبب خندیدن رسول خدا(ص) و بهشتی شدن لطیفهگو میشد (که هر کس رسول خدا را بخنداند، به بهشت راه مییابد) و در آن زمان، هیچکس با شنیدن این لطیفهها، تلقی اهانت به گفتار پیامبر یا آیات و احکام قرآن نمیکرد؛ برای مثال آوردهاند که زنی از مردی شکایت نزد رسول خدا(ص) آورد که این مرد مرا بوسیده و آنگاه که رسول خدا(ص) از مرد توضیح طلبید، مرد ضمن اقرار به جرمش، به رسول خدا عرض کرد که حاضرم برای این کار قصاص شوم و آن زن با من همان کند که در این هنگام لبخند بر لبان رسول خدا(ص) نشست و صدالبته که هیچکس تلقی استهزای قانون قصاص نکرد و به جرم استهزای قصاص، مجازاتش ننمود.
و اما نکتهای دیگر، مگر رسول خدا(ص) دستور نداد که حدود را با شبهات دفع کنید، آیا آقایان به قطع و یقین رسیدند که نقل این لطیفهها به قصد استهزای گفتار پیامبر بوده است؟ واقعاً آن گروه از برادران ایمانی که به جمع مطالب این مجله همت گماشتهاند از نگاه جرمانگاران این مطلب، قصد استهزای کلمات پیامبر را داشتهاند؟ یا این احتمالی است که اگر به ذهن کسی خطور کند، از کمترین درصد ممکن برخوردار است؟ آن هم وقتی که برخی از جمع هیأت محترم منصفه آن را استهزا نمیدانند؟
به گزارش خبرنگار مهر، شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران اعلام کرد: علیاکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران از نظر دادگاه متهم شناخته شده و به تحمل یک سال حبس و سه سال محرومیت از هرگونه فعالیت مطبوعاتی محکوم شده است.